دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 217307

تاریخ انتشار : بهمن 1394

یک بار به مترسکی گفتم:
لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای ؟؟
گفت:

لذت ترساندن,عمیق و پایدار است و من از آن خسته نمی شوم..
و من اندیشیدم و گفتم:

درست است,چون من هم مزه ی این لذت را چشیده ام...

گفت: تنها کسانی که تنشان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند!!!

آن گاه‌ ‌ ‌من از کنار او رفتم
و ندانستم که منظورش ستایش من بود یا خوار کردن من!!!
یکسال گذشت و مترسک در این مدت فیلسوف شد!!!

هنگامیکه از کنار او گذشتم دیدم دو کلاغ در کلاهش لانه می سازند...


جبران خلیل جبران