تاریخ انتشار : مرداد 1393
یکی از این روزها مرگ را به محکمه ی تجربه خواهم کشانید،بوسه زنان بر لب دار،بغض نهفته ام را با هلهله ی مرگ خواهم ترکانید،یکی از این روزها دیگر من من نخواهم بود،آرزوی دیرینم را،رویای شیرینم را،در گورستان به بزم خواهم نشست،رقص کنان با مردگان دست به دست،زیر نور مهتاب تنگ ماهی سرخ را در قلک آرزوهای نافرجام کودکانه ام خواهم شکست،سالها را در ثانیه ای فریاد خواهم کرد، منجی نیامده ام را به زنجیر غل و انصاف خواهم کرد،خدا را با شکوه های دل تنگم بازخواست خواهم کرد..











.gif)
.gif)