دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 163427

تاریخ انتشار : مرداد 1393

حتما بخون وکپی کن.....
آراد یکی از پسرای خوشگل محلمون بود،باخیلی ها رفیق بود،زد و یکی از دخترهمسایمون ک واقعا دخترسروساده و خوشگل و خوبی بود عاشقش شد... حتی دوستای آراد بهش میگفتن بیخیال این دختر...ولی!!روزی که سوگل باگریه جریان.............گفت از آراد متنفرشدم..چند وقت بعدهم از اون محل رفتن....چند سال بعد آراد رو دیدم بااینکه سنی نداشت اماموهاش سفیدشده بود??میگفت:ازدواج کردم،خدایه دختربهم داد...هفت سالش بود ک دزدیدنش و جنازشوبهمون دادن،هفت نفربهش تجاوزکرده بودن،یادم اومد باهفت تا دختر دست نخورده خوابیدم،وقتی توی پزشک قانونی لبهای کبود دخترمو دیدم به این فک کردم چقدر لباش شبیه سوگل بود....سوگل کجاس???گفتم شاید بالاتر ازقبر دخترت پیداش کنی،هفت سال پیش خودش رو کشت....