دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 163116

تاریخ انتشار : مرداد 1393

سلام به همه.
شب آخر قدر بود , بعد از 3 سال دوست داشتن یه نفر (توی این 3 سال هر وقت موقعیتش پیش می اومد سعی میکردم یه جوری علاقه ام رو بهش برسونم)بلاخره به خودم جرات دادم و بهش پیام دادم و گفتم من بهت علاقه دارم.فقط میخوام بدونم نظرت چیه آره یا نه؟(خیلی ترسیده بودم از اینکه بگه من اصلا بهت علاقه ای ندارم و . . .)جوابی نداد , گفتم بنده خدا حتما خجالت کشیده!!! دوباره بهش اس دادم و خواهش و تمنا کردم که جواب بده اما باز هم خبری نشد!!!دوباره اس دادم گفتم به این شیای قدر قسم میدمت فقط یه جواب بهم بده!!! لحظه های خاص و عجیبی بود(ترس و امیدواری , کسایی که تجربه دارن حتما میفهمن حسم چی بود)هم دوس داشتم جواب بده و هم نه! بهم اس داد!یه لحظه تموم بدنم یخ کرد.میترسیدم بخونمش.اما بلاخره بازش کردم.خیلی راحت گفت که من تو رو مثل داداش خودم می دونم.به اندازه داداش خودم دوست دارم.اما نه بیشتر . . .!!! بهش قول دادم دیگه مزاحمش نشم. اما بعدش لِه شدم نه !!! نابود شدم.خدایی هر چی آرزو واسه آینده و کار و زندگی با اون داشتم همه رو ریختم دور.نمیدونم چه حسیه میشه گفت یه آدم سرد و بی روح شدم.نه دیگه به عشق فکر میکنم نه به آینده.هه شدم یه مرده متحرک!!!
هدفم از این پست نه لایک بود و نه دلسوزی.
فقط دوست داشتم این بغض رو یه جا خالی کنم.
حتما بین شما کسایی هستن که مدت هاس به کسی علاقه دارن ولی جراتش رو ندارن بگن.میخوام به این داداشای خودم بگم بیشتر از این توی دلتون نگه ندارین , همین الان بهش بگین , حتی اگه بهتون جواب رد بدن لااقل زودتر متوجه میشین و مثل من اینقدر لِه نمیشین.

فوجوک جان درجش کن دیگه نمیخوام تو سینه ام بمونه بزار اونایی که مثل من بدونن عاقبت توی دل نگه داشتن عشق چیه.