تاریخ انتشار : تير 1393
(دلنوشته)
نشکستی و نباختی....
نه مانند من نباختی هنوز....
باختم تمام داروندارم را .....باختم احساسم را...باختم قلب صادقم را....باختم خودم را...
نمیدانی ترس دوباره شروع کردن چگونه از پا می اندازد انسان را.....
پس قضاوتم نکن.....
من تا مرز باختن خدا هم رفتم....
عمرا بفهمی....
با توام که طعنه میزنی.....
نمیدانی ترس دوباره شروع کردن چگونه از پا می اندازد انسان را.....
حتی ترس از شروع کردن یک رابطه ساده و معمولی به نام دوستی......
طعنه نزن من زخم دارد قلبم.....
و تو عمرا بفهمی....











.gif)
.gif)