تاریخ انتشار : تير 1393
هعیییی...
مامانم فک میکنه من خوابم.یعنی میخواد ب روم نیاره...ولی من دارم میشنوم....میشنوم ک ب داداشم میگه ببین چشاتو واکن دلم نمیخواد مثه این دختره من و باباتو انگشت نمای فامیل و دوست و اشنا کنی.......
از داداشم خوشم اومد ک گفت مامان نفیس فقط تاوان عاشق بودنشا بس داد....چرا ناراحتش میکنید............بس نبود 2بار خودکشی کرد...بس نبود اشکاش...
لایک نمیخوام محتاج دعاهاتونم..................











.gif)
.gif)