دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 162020

تاریخ انتشار : تير 1393

ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нάмεd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
+ تلخترین و غمگین ترین پست من از اول عضویت در 4جوک تا الان ..(این موضوع برای2ماه پیشه)

من: حانیه میتونم ازت یه سوال بپرسم ؟
حانیه: چی ؟ بفرما
من: میدونی حانیه , رابطه ما دیگه داره کم کم تبدیل میشه به دوتا رهگذر که مثلا هر روز همدیگرو تو خیابون میبینن و با یه سلام و احوالپرسی سده از کنار هم رد میشن
حانیه: راستش من تا الان هیچ علاقه ای بهت پیدا نکردم
من: ( سکوت-در حال قدم زدن تو پیاده رو - یهو دست وپام شل شد و نزدیک بود بخورم زمین)
حانیه: باید اینو میگفتم
من: آره منم دیگه دارم کم کم از اون حرفایی که اول بهت میزدم سرد میشم
حانیه: منظورت چیه ؟؟
من: ( با بغض ) هیچی
حانیه: چیشده ؟ بگو
من: (سکوت - بغض)
حانیه: نمیگفتم خوب بود ؟؟؟؟؟ باید حقیقتو بهت میگفتم
من: ( بغض) میدونم , بیخیال , کاری نداری ؟؟
حانیه: چرا ؟ چیشد ؟ نمیخای بگی ؟ نمیتونم مثل عشقت باشم ولی میتونم یه دوست خوب برات باشم
من: دوست خوب من امشب حالم خرابه ( بغض)
حانیه: چرا حامد ؟؟؟ .....

خیلی بی رحمی حانیه ...داغونم کردی ...له م کردی ... این دوتا جملت در روز ده هزار بار تو مغزم تکرار میشه
راستش من تا الان هیچ علاقه ای بهت پیدا نکردم
نمیتونم مثل عشقت باشم ولی میتونم یه دوست خوب برات باشم
بچه ها شرمنده اشکام نمیزاره دیگه تایپ کنم ... شبخیر . یاحق