تاریخ انتشار : تير 1393
** سعید تنها **
کمتر از 10دقیقه مونده بود ب تحویل سال
سفره هفت سین ما کامل نبود
منو خواهرم رفتم سیم ظرف شویی،سینی،سکه،سبد،سبزه،سره قندون و سیب رو برداشتیم گذاشتیم سر سفره..خداییش اولش خیلی خندیدیم،طوریکه از چشام داشت اشک میومد 1دقیقه مونده بود ب تحویل سال،میون خندهای بلندم یهو بغض تمام وجودموگرفت
بغضم اونقد زیاد بود ک نتونستم جلو خودمو بگیرم
باز از چشام اشک اومد
اما این دیگه اشک خنده نبود
گریه بود











.gif)
.gif)