تاریخ انتشار : تير 1393
گفتم خدایا عاشقم کن خدا خندید و گفت:
او که باشد مرا از یاد میبری...
قسم خوردم که تا ابد در یادم میمانی...
خدا او را به من داد و نظاره گر شد ...
دستانش را گرفتم...
خدا دلش لرزید!!!
بوسیدمش...
خدا گریست!!!
در آغوش گرفتمش...
خدا دور شد!!!
حالا نه من خدا را پیدا میکنم،نه او را....
خدا در میان گناهانم گم شده و او در آغوش دیگران.











.gif)
.gif)