دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 160815

تاریخ انتشار : تير 1393

سخت بود..درد داشت طعم رقیب را چشیدن! اسم تو باید هم ردیف اسم من می آمد..چه شد که همه چیز بهم خورد؟ چه شد که اسمت را تنگ نام دیگری آوردند؟؟ چه شد مال " او" شدی؟ چه شد "من" برایت تمام شدم؟ روز عروسیت آمدم..در لابلای جمعیت پنهان شدم..مرا ندیدی...اما من تو را در کت و شلوار مشکی دامادیت دیدم. لبخند هایتان چقدر عمیق بود!.چقدر خواستنی شده بودی..روزی مرد رویاهای من بودی! اما حالا..داماد دیگری هستی....!! من زیر مرداد دست های به هم قفل شده و قلبای ملتهب تو و عروست، یخ بستم!د..برق حلقه ی طلایی دست چپت، تمام زندگیم را سوزاند..:"من" را تمام کرد..آرامتر برو مسافر من!! آرامتر گام بردار..بگذار دلم باور کند که دیگر تو مال دیگرانی!! یارم را با یارش دیدم...یار را با یار دیدن چقدر سخت بود!