سخت بود..درد داشت طعم رقیب را چشیدن! اسم تو باید هم ردیف اسم من می آمد..چه شد که همه چیز بهم خورد؟ چه شد که اسمت را تنگ نام دیگری آوردند؟؟ چه شد مال " او" شدی؟ چه شد "من" برایت تمام شدم؟ روز عروسیت آمدم..در لابلای جمعیت پنهان شدم..مرا ندیدی...اما من تو را در کت و شلوار مشکی دامادیت دیدم. لبخند هایتان چقدر عمیق بود!.چقدر خواستنی شده بودی..روزی مرد رویاهای من بودی! اما حالا..داماد دیگری هستی....!! من زیر مرداد دست های به هم قفل شده و قلبای ملتهب تو و عروست، یخ بستم!د..برق حلقه ی طلایی دست چپت، تمام زندگیم را سوزاند..:"من" را تمام کرد..آرامتر برو مسافر من!! آرامتر گام بردار..بگذار دلم باور کند که دیگر تو مال دیگرانی!! یارم را با یارش دیدم...یار را با یار دیدن چقدر سخت بود!
نمایش مطلب شماره 160815
تاریخ انتشار : تير 1393
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
21419
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534867341
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534867341










