تاریخ انتشار : دي 1392
عاشق نشدی زاهد،دیوانه چه میدانی
در شعله نرقصیدی،پروانه چه میدانی
لبریز می غم ها شد، ساغر جان من
خندیدی و بگزشتی پیمانه چه میدانی
یک سلسله دیوانه افسون نگاه تو
ای قافل از آن جادو افسانه چه میدانی











.gif)
.gif)