تاریخ انتشار : دي 1392
شب از نیمه گذشته و این منم با بالشتی خیس از گریه
مچاله میشوم از درد نبودنش
استخوانهایم تیر میکشد
قفس سینه ام سنگینی میکند و نفسی که به زور بالا می آید
انگار ترک کردن یاد "او" از همه ی دردهای دنیا بدتر است











.gif)
.gif)