تاریخ انتشار : آذر 1392
جان من این پستو تا آخرین بخونید اگه خوشتون اومد بلایکید
پنداشت اگر شبی به سرمستی در بستر عشق او سحر کردم
شب های دگر که رفته از عمرم در دامن دیگران به سر کردم
دگر نکنم ز روی نادانی
قربانی عشق او غرورم را
شاید که چو بگذرم از او یابم آن گمشده شادی و سرورم را
رو، پیش زنی ببر غرورت را که عشق ترا به هیچ نشمارد
آن پیکر داغ و دردمندت را با مهر بروی سینه نفشارد











.gif)
.gif)