تاریخ انتشار : آبان 1392
من هر روز و هر لحظه نگرانت مي شوم كه چه مي كني !؟
پنجره ي اتاقم را باز مي كنم و فرياد مي زنم
تنهاييت براي من ...
غصه هايت براي من ...
همه بغضها و اشكهايت براي من .
.
بخند برايم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صداي خنده هايت را...
صداي هميشه خوب بودنت را
دلم برايت تنگ شده....مهشید م











.gif)
.gif)