دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 124680

تاریخ انتشار : آبان 1392

عــاشــقانــه بانــو . . .
کجــایی آقــای غریــبم ؟
کجــایی پسر علی و زهــرا کجایــی آخرین بازمــانده ای زهــرا
آقای غریبــم چند شــب اســت که اشــک میــریزی
آقا روزی چنــد بار ظهــر عــاشــورا را میــبینی ؟ روزی چنــد بــار میــبینی آن لحظــه افتــادن حسیــن از روی اســب را تا آن لحــظـه ای که شمــر روی سینــه اباعبــدالله میــنشینــد را . . ؟همــان لحظــه هایــی که مــی گویــند هیــچ کــس تــابِ دیدنــش را ندارد..
الهــی به قربــان اشکـــ های مظلومانــه تان مهــدی جان...
آقــاجــان بیــا...بیــا که دلــم دیگــر تابِ این زنــدگــیِ بــی تــو را ندارد..!
لبیـک یا حسیــن