تاریخ انتشار : آبان 1392
رفته بودیم بهشت زهرا یه پسر بدجور گریه میکرد و خدا رو صدا میزد.یه کم که جلوتر رفتم شنیدم داره با گریه میگه خدایا پارسال مادرو پدرمو ازم گرفتی فقط همین یه داداشو داشتم اینم زیاد دیدی واسم خدا جونم بی کس شدم حالا تک و تنها چیکارکنم! چند دقه مکث کرد گفت فقط تورو دارم تو تنهام نزار
قدر داشته هاتون رو بدونید
یا علی.











.gif)
.gif)