تاریخ انتشار : آبان 1392
یه شب خوب تو اسمون یه ستاره چشمک زنون
خندید و گفت: کناتم تا اخرش تا پای جون
ستاره ی قشنگی بود، اروم و ناز و مهربون
ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون
اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون
ابری اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربون
حالا شبا به یاد اون زل میزنم به اسمون
دلم میخواد داد بزنم بگم این بود قرارمون











.gif)
.gif)