تاریخ انتشار : آبان 1392
یادمه بچگی هام وقتی میرفتم مزار سعی میکردم پام رو قبرا نره!
تا رو یکیشون میرفت جیگرم اتیش میگرفت چشامو می بستم، تو دلم واسش صلوات می فرستادم
چند سال گذشت...
من بزرگتر...مرده ها بیشتر...قدیمی ها پوسیده تر...جدیدی ها با سنگ شکیل تر.
نمیدونم امروز روی چند تا قبر پام رفت، برای چند تا یادم رفت صلوات بفرستم
اما راستش امروز یه چیزی فهمیدم
ما که دلمون نمی اومد حتی رو مرده ها پا بذاریم این روزها چقدر راحت روی زنده ها و احساسشون پا میذاریم....











.gif)
.gif)