تاریخ انتشار : آبان 1392
یکی از لذت هایی که دیگه نیس اینه که
هروقت هوا بارونی بود زنگ میزدمیگفت:عشقم بریم بیرون منم باکمال میل قبول میکردم زیر بارون دستمو میگرفت باهم میدویدیم بعدهمه نگامون میکردن
عاشق همین دیونه بازیشم الان که نیست کی..........بیخیال











.gif)
.gif)