تاریخ انتشار : آبان 1392
یه شعر از خودم به اسم "رفیق فردینی" :
وقتی گرفتار بشی ، تازه میفهمی بی کسی
تا به سرت نیاد رفیق ، به حرف من نمیرسی
اونا که توی شادی هات ، پایه ن و شادی میکنن
تو بدترین شرایطت پشتت رو خالی میکنن
وقتی که بحث مردیه ، اِند مرامن همگی
وقت عمل که میرسه ، فکر فرارن همگی
وقتی سقوط میکنی ، نیست یه شریک برا غمت
کافیه تو اوج باشی ، شلوغ میشه دور و برت....
منظور این شعر ، "رفیق" ، فقط همین نصیحته
تو این زمونه ی کثیف ،"رفیق فردینی" کمه











.gif)
.gif)