تاریخ انتشار : مهر 1392
دلم ک میگیرد
هوا هم تنگ میشود
ساعت هم گنگ
این دل من است دنیا
تو راحت باش
به روزگارت برس
روزگاری ک با همه ی غریبی اش
در من فرو رفته تا جایی که
نامردی اش را به دوش میکشم
با یکجا بریدن هایش کنار میایم
و با خود هم غریبه میشوم،
تا احساس غربت نکند؛
این من و تو دیگر از یک جنس شده اند
منی ک من نیستم و تویی که تو نیستی دگر
هر دو شده اند به قامت یک استوار
روزگار و روزگار
با این همه تفاهم
به پای هم پیر شویم،شوند یا شود نمیدانم!؟
لیک
دیگر دل "م" نمیگیرد... " م.م 3one3 "











.gif)
.gif)