تاریخ انتشار : مهر 1392
اون روزی که دلمو شکست وتنهام گذاشت پیش خودم گفتم برگرده منت کشی،براش نازمیکنم والکی میگم که دیگه نمیخوامش...بعدچندروز اومد یه چیزی تو دستش بود پیشتش قایم کرده بودباخودم گفتم حتماکادوگرفته آشتی کنیم یه کم واسش نازکردم و گفتم دلموشکستی دیگه نمیخوامت...خندیدوگفت:چه خوب بگیر"کـــارت عروسیــمه"











.gif)
.gif)