دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 115412

تاریخ انتشار : مهر 1392

خیلی وقت بودنیومده بودبه دیدنم.اونروزوقتی دیدمش پریدم توبغلش وگفتم بودنه باتو....
گفت محاله..
ازدستش دلگیرشدم وباهاش قهرکردم...
امامعنی حرفشووقتی فهمیدم که قاب عکسه ربان مشکی زدشوتودسته مامانش دیدم...
کاش زودقضاوت نمیکردم