حکایت غریبی است
پاییز امسال و دست های بی کس من...
که نبودنت در من...
شبیه سوز سرما در مغز استخوان است،
آنقدر که دست هایم را،
در یخ بستگی خیابان های منجمد شده از خاطرات تو،
تنها به وقت لب گرفتن از سیگار،
از جیب هایم بیرون می آورم.
آری...
پاییز با لهجه بی کسی های من...
پادشاه فصل های سالی است،
که از ابتدای بهارش نبودنت پیدا بود.
و من...
عروسک خیمه شب بازی خیابان های پاییز زده ای هستم،
که پاهایم،
به اختیار نخ خاطرات تو...
مدام این سو و آن سو می رود!
به نگاه خیره این شهر بگو...
هر رهگذر سیگار به دستی را عاشق خطاب نکند...
شاید کسی دارد،
حسابش را با تمام خاطرات تسویه می کند...!!
نمایش مطلب شماره 115014
تاریخ انتشار : مهر 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
3730
بازدید دیروز: 17108
کل بازدید: 530867683
بازدید دیروز: 17108
کل بازدید: 530867683










