تاریخ انتشار : مهر 1392
بایـد کسی را پـیدا کنم
که دوسـتـم داشـته بـاشد
آنـقدر کـه یکـی از ایـن شـب هـای لعـنتـــــی
آغـوشش را بـرای مـن
و یک دنیـا خـستگـی ام بگشـاید
هیــچ نـگوید،هیــچ نـپرسد
فقط مـرا در آغـوش بگیـرد
بعـد همـان جا بـمیرم تـا نـبینم
روزهـای آینده را روزهـایی که دروغ مـی گوید!
روزهـایی که دیگر دوستـم نـدارد!
روزهـایی که دیگر مـرا در آغـوش نـمی گیرد!
روزهـایی که عـاشق دیـگری مـی شود!











.gif)
.gif)