تاریخ انتشار : مهر 1392
داداش گودزیلام اومده اتاقم
میگه ابجی
میگم جانم!!!!!!!!!!!میگه علی به تو ابراز علاقه میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم یاخدااین پیش زمینه چی باشه حالا××
میگم داداشی خب نامزدیم دیگه
میگه میدونم میخاستم بگم توهم ابرازاحساسات کنی<حالابگم که من خیلی احساساتیم>میگم چی بهش بگم حالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگه یه باراین شعروبراش بخون............
جیگرطلا شیطون وبلا بیا پیش ما لالای لالای
عاغامن نمیدونم این شعروواسه نامزدم بخونم نمیگه فاطمه بی شوهر مونده بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟^^))))))))))))))))))))))











.gif)
.gif)