تاریخ انتشار : مهر 1392
خلاصه بگم:همیشه تو حسرت داشتن خواهر بودم...
اون که اومد...شد بهترین دوستم... مثه خواهرم بود حتی ازونم نزدیک تر..
اصلا خــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم بود...
"مطمئنم فقط خودش اگه حرفامو بخونه میتونه بفهمه که چی میگم"
ولی نیست...خیلی وقته که نیست...
حالا من نه آبجیمو ندارم نه خودمو....
... و از هرچی دوستیه بیزار.........:((











.gif)
.gif)