تاریخ انتشار : مهر 1392
بچه ها من امروز تو خیابون پسر عمومو دیدم ولی ب خاطر اختلافات کهنه خانوداگی نشد باهاش سلام کنم.تو همون خیابون اشک تو چشام داشت سرازیر میشد.بیچاره در اتاق ک با ی مشت ناراحتیمو سرش خالی کردم....
بچه ها خواهش میکنم ب شدت مواظب روابطتون باشیدو قدر فک و فامیلو بدونین.پسر عمومم خیلی پیر شده بود











.gif)
.gif)