تاریخ انتشار : شهريور 1392
حسین آمد به میدان و علی اصغر در آغوشش
چو ابری بر رخ ماهی عبای شاه بر دوشش
لب خاموش او گوید ز سوز دل حکایت ها
ز بی تابی و بی آبی سرش خم گشته بر دوشش
نه می نالد ز بی شیری، نه میگرید ز بی آبی
در آغوش پدر دیگر شده مادر فراموشش











.gif)
.gif)