تاریخ انتشار : شهريور 1392
آخ که چه دلگیره...هوای من بی تو...چقدر نفس گیره...قدم زدن بی تو...تو خلوت کوچه...گرفتن دستات...همش دروغه دروغ...چقدر ادامه بدم...به گم شدن تو این...خیابونای شلوغ...جز من دیوونه...کی وقتی حس میکنه...که داره میمیره...حتی واسه مردن...از توی دیوونه...اجازه میگیره...چراغای رنگی...آدمای سنگی...سرفه و دلتنگی...تو کافه ی خالی...یه استکان چایی...کنار تنهایی...











.gif)
.gif)