تاریخ انتشار : شهريور 1392
ى شب از خونه زدم بيرون ديدم يکى داره تعقيبم ميکنه گفتم مطمئن شم اقا پيچيدم ديدم يارو زور گيره دويدمو دويدم تا به بزى رسيدم بز بهم شير داد شيرو داادم به زورگير بهش گفتم مرد برو بزن ب زخمت زندگيت بيچاره نياز داشت











.gif)
.gif)