دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 97837

تاریخ انتشار : مرداد 1392

اعتراف ميكنم داشتم خربزه پوست ميكندم واسه خودم كه بخورم بعد كه كامل پوستشو كندم از دستم افتاد تو آب وايتكس منم ديدم حيفه خورد كردم گذاشتم يخچال بابام كه از سر كار اومد بردم گذاشتم جلوش گفتم بابا بيا برات خربزه درست كردم بابامم كه از اين همه محبت ناگهاني متعجب شده بود شروع كرد به خوردن ولي هي ميگفت آرش اين يه مزه اي ميده منم ميگفتم نه بابا مزه ي خودشه بنده خدا تا تهشو خورد ولي الان عذاب وجدان دارم :|