تاریخ انتشار : مرداد 1392
اعتراف میکنم ی بار داشتم با داداشم میرفتم شمال رسیدیم به تونل منجیل چراغای ماشینو روشن کردم دیدم بازم تاریکه نمیبینم گفتم اه چراغا سوخت یهو دیدم داداشم از شدت خنده داره داشبوردو میجوه گفتم چته خلی مگه گفت ای کیو عینک دودی زدی
من:(((((
داداشم:))))))
عزیزان زحمت کش آزاد راه:))))))))
مخاطب خاصم بعد شنیدن این قضیه توسط داداشم:-D:-D:-D











.gif)
.gif)