تاریخ انتشار : مرداد 1392
اغا اعتراف میکنم که......
دوران دبسطان تو کلاسمون یه پنکه داتشیم.این پنکه خیلی تکون می خورد.پنکه هم بالای سره دوستم بود.اغا ما هم هی حواسمون بود که این افتاد سریع یپرم جلوش و یه جای دوستم من بمیرم و تو روزنامه ها کلی تعریف کنن ازم
یه همیچین ادمیم من:)))))
پست اوله











.gif)
.gif)