دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 89055

تاریخ انتشار : تير 1392

قبلش اینو بگم که چه تو دوران مدرسه وچه دوران دانشگاه هیچ واحدی رو نیوفتادم تا اینکه:
ترم آخر کارشناسی یه استاد خانمی داشتیم از تهران.استاد خیلی خوبی بود اما دستخطش زیر سیکل بود.(باور کنید بخاطر دستخطش جواب رد بهش دادم)
یه روز سر کلاس یه مطلبی رو روی تابلو نوشت.لامسب تابلو داشت زار میزد. دیدم اصلا نمیشه خوندش.بلند گفتم یاابرفررررض اینو بذاری تو آفتاب که بلند میشه یورتمه میره.بعد چن لحظه یه نگا به بچه ها کرد، تابلو رو پاک و دوباره نوشت.اینجا بود که بچه ها صدتا صندلی انداختن گردن دانشگاه از بس گاز زدن به صندلیا.
نامرد برای اولین بار طعم تجدیدی رو چشیدم. با 9.75 .
چه استاد کینه ای داریم ما...