تاریخ انتشار : تير 1392
دیشب رفتم پشت بوم دارم واسه خودم با صدای داغونم می خونم و ادا در میارم...یهو سرمو بلندکردم دیدم پسرهمسایه داره نگام می کنه..مچشمتون روزبدنبینه هنگ کرده بودم عین چی سرمو انداختم پایین اومدم توخونه....امروزصبح داشتم میرفتم بیرون توکوچه دیدمش روشو کرده اونور داره می خنده.....اصن یه وضی











.gif)
.gif)