تاریخ انتشار : تير 1392
یادم میاد3راهنمایی به جرم حمل مواد محترقه دردفتره مدیر بودم مدیراومد2تاچک مهمونم کردوگفت:به بچه هابگو اقای احمدوند نیومده بریدخونه منم ازخوشحالی تادر کلاس تکاف کشیدم رسیدم به در پریدهواوگفتم احمق وند نیومده یهو احساس کردم به یه چیز سفت برخورد کردم نگاه کردم دیدم ناظم جلومه.واینگونه شدکه من به مدرسه غیر انتفایی راه یافتم











.gif)
.gif)