یه روز اومدم نشستم با داداشم که اول دبستانه تو ایکس باکس فوتبال بازی کنم(الان فهمیدید که ما ایکس باکس داریم؟).بعد کلی این که بهش یاد دادم دیگه تقریبا حرفهای شده بود!منم برای این که خوشحال شه از قصد بد بازی میکردم اونم هی به من گل میزد.بعد این که گل چهارمو زد مسخرم کرد منم به مامان گفتم به این روزبه یه چیزی بگو داره مسخرم میکنه؛بعد مامانم گفت:"حقته تو خودت مسخرهای اصلا!!!"
بعد که فهمیدم از سر راه پیدام کردن(!)عصبانی شدم رفتم به داداشم 5 تا گل زدم!بعد داداشم گریش گرفت رفت پیش مامانم گفت رضا منو برد دعواش کن!!!
مامانم:"ای خدا بگم چی کارت کنه رضا که صدا بچه رو در میاری برا چی میبریش آخه من به تو چی بگم؟؟؟"
هیچی دیگه آقا چند دیقه پیش زنگ زدم یونیسف قرار شد کامیونشون یه ربع دیگه بیاد سر کوچه سوارم کنه بریم!
نمایش مطلب شماره 88690
تاریخ انتشار : تير 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
2838
بازدید دیروز: 16882
کل بازدید: 532557318
بازدید دیروز: 16882
کل بازدید: 532557318










