دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 88690

تاریخ انتشار : تير 1392

یه روز اومدم نشستم با داداشم که اول دبستانه تو ایکس باکس فوتبال بازی کنم(الان فهمیدید که ما ایکس باکس داریم؟).بعد کلی این که بهش یاد دادم دیگه تقریبا حرفه‌ای شده بود!منم برای این که خوشحال شه از قصد بد بازی می‌کردم اونم هی به من گل می‌زد.بعد این که گل چهارمو زد مسخرم کرد منم به مامان گفتم به این روزبه یه چیزی بگو داره مسخرم میکنه؛بعد مامانم گفت:"حقته تو خودت مسخره‌ای اصلا!!!"

بعد که فهمیدم از سر راه پیدام کردن(!)عصبانی شدم رفتم به داداشم 5 تا گل زدم!بعد داداشم گریش گرفت رفت پیش مامانم گفت رضا منو برد دعواش کن!!!
مامانم:"ای خدا بگم چی کارت کنه رضا که صدا بچه رو در میاری برا چی میبریش آخه من به تو چی بگم؟؟؟"

هیچی دیگه آقا چند دیقه پیش زنگ زدم یونیسف قرار شد کامیونشون یه ربع دیگه بیاد سر کوچه سوارم کنه بریم!