تاریخ انتشار : تير 1392
هعیعیعیعیی بچگی یادت بخیر...
یادمه دوران ابتداییم هرروز عین این حمالا هممممه ی کتابام رو ور میداشتم میبردم مدرسه، تا معلممون یه کتاب غیر از کتابای اون روزمون میخواس منه خووووودشیییرین کتابه رو از تو کیفم در میاوردم میگفتم: اجازه خانوووووم!ما داررررییییمممم...
ینی اون موقع احساس میکردم مشعل المپیک رو دادن دستم!!!
الآن ک دارم ب اون دورانم فک میکنم تصویر یه خر زحمتکش باربر میاد جلو روم...چه اوسگولی بودم من..-^ ^-











.gif)
.gif)