دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 88384

تاریخ انتشار : تير 1392

ما یه همسایه داشتیم تو ساختمونمون یه پسر همسن من داشتن الان رفتن(خو به من چه)
یه روز با یکی دیگه از همسایه ها(قطعا" پسرش )رفتیم پشت بوم ورزش داداش کوچیکه ی این اومد پایین گف شما
چی کار میکونین اینجا؟
منم زیر لب بازم میگم زیر لب گفتم داداشتو نیوردیم سوختی ؟
که مامانش از راه رو اومد
بعدا" از مامانم شنیدم که صدام یه خورده بلند بوده و مامانش شنیده چی گوفتم!!!
(لایک = خاک تو سر بلندگو قورت دادت)