دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 88351

تاریخ انتشار : تير 1392

رفته بودم خونه دوستم.گفتم یه خرده داداشمو سرکاربزارم بخندیم....با خط دوستم بهش اس دادم وطرح دوستی ریختم،اونم که از خداخواسته بود و زود صمیمی شد!!!!!!!!
منم خوشحال ازاینکه به خیال خودم سرکارش گذاشتم که یه دفعه وسط اس ام اس بازی برگشت گفت:
فکر کنم تو رفیق خواهرمی الان با خواهرم دوتایی نشستین دارین بهم میخندین.!!!!!!
دیگه خودتون قیافه من و رفیقمو اون لحظه تصورکنین...غش رفتیم دوتایی بس خندیدیم...
به دوستم گفتم صبرکن درستش میکنم خودمو زدم به اون راه که معلومه چی میگی؟؟ خواهرت کیه؟؟؟
دیدم داداشم بیخیال شدو همچنان به گفت وگو و اس ام اس بازی ادامه داد..
برگشتم خونه وبهش گفتم که کارما بود..بعد ازش پرسیدم داداش تو که فهمیدی کارمنه چرا دوباره ادامه دادی؟؟؟؟
برگشت گفت:اومدیم یه درصد تو نبودی من نباید موقعیتو واسه داشتن مخاطب خاص از دست میدادم...خخخخخخخخخ