دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 87705

تاریخ انتشار : تير 1392

عاغا ما سر کلاس نشسته بودیم دبیر زبان فارسی ما جو گیر شد{سگ بگیره جو نگیره}یه دفعه گفت می خوام املاء بگم ما هم مث بچه ...خون ها گفتیم باشه بعد رفیقم رو اورد پایه تخته گفت بنویس همین جوری چند تا کلمه گفت تا رسید به (صور خیال){دید چه قدر درس خونم} این مونده بود که که با کدوم (س یاص) نوشته میشه......بعد دبیر از ما پرسی با کدم {ص} نوشته میشه من گفتم با {ص} صابون مایه گلرنگ بعد دیدم بچه ها دارن یکی یکی از پنجه می ففتن پایین دبیرم داره منو نگاه می کنه هیچی عاغا خودم بلند شدم رفتم خودمو به کمیته انظباتی{انزباتی انضیلاتی انظباطی انظباتی} مدرسه معرفی کردم فرداش هم در نزد مدیر منشوری شدم.....اسمم هم تو هفته نامه مدرسه چاپ شد.........