تاریخ انتشار : تير 1392
یه روز سر کلاس نسشته بودیم استادمون به دوستم گفت تو چرا با اینکه این درسو پنج بار گرفتی ولی پاس نمیکنی؟با یه حالتی به استاد گفت استاد ما سر کار میریم استاد گفت چیکار میکنی دوستم گف پیش بابامون کار میکنیم استاد بیچارمون که احساساتی شده بود گفت افرین که به پدرت کمک میکنی بعدش بایه حالتی گفت بابات چیکارس اونم با یه حسی گفت استاد بابامون بیکاره "
هیچی دیگه کل کلاس ترکیدن از خنده
استادم داشت وایت بردو گاز میزد











.gif)
.gif)