به همین برکت اگه بخوام خالی ببندم:|
جای همگی خالی خانوادگی رفته بودیم بندر گناوه بعد منو مامآنم با هم رفتیم تو بازار.بپلکیم رفتیم داخل یه مغازه تو یه پاساژ که سر نبش بود و دور و برش همش شیشه بود یه دفعه دیدم بابام داره از دور میدوه نم با تعجب داشتم همین طور نگاش میکردم (اخه بابام معلولا هیچ وقت نمیدوه) یه دفعه دیدم بابام اومد تو پاساژ در مغازه رو خیلی اشکن( اکشن:|) باز کرد گفت ببخشید اغا دسشویی کجاست؟ بعد فروشنده بیچاره با یه حالت پوکر فیس گفت طبقه ی بالا
فک کنم بابام اصن مارو ندییییید
من که از شدت خنده دلم میخواست ویترین مغازه رو گاز بگیرم عین دختر خوب شخصیت خودمو هفظ کردم و جلوی خودمو گرفتم.
لایک:ماهم وقتی دسشویی داریم این گونه ایم
لایک:ما جلو خودمونو میگیریم تا کولیه هامون بپوکه
نمایش مطلب شماره 87549
تاریخ انتشار : تير 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
8717
بازدید دیروز: 18686
کل بازدید: 532546315
بازدید دیروز: 18686
کل بازدید: 532546315










