تاریخ انتشار : تير 1392
دیشب برا داییم رفتیم خواستگاری،عروس خانم یه برادر داشت...بعد کنار اون نشسته بود.(عروس روسری وحجاب نداشت)جو سنگینی تو مجلس حاکم بود.من به عروس گفتم:زندایی شما چه رشته ای خوندین؟دیدم طرف سرخ شد وبا حرص گفت:من میلادم(برادرعروس)،به نفر کناریش اشاره کرد و ادامه داد:این میناست....
هیچی دیگه..دیشب تو کابینت خوابیدم...
پی نوشت:مجلس به طرز فجیعی بهم خورد...بیشعورا فکرکردن مسخره کردم...نمی دونستن این تشخیص حاصل تامل 3 ساعتم بوده...
لایک:نتیجه میگیریم تو مراسم خواستگاری روسری بزنیم....خخخخخخخخخخخخ











.gif)
.gif)