تاریخ انتشار : تير 1392
دبيرستان كه بوديم يك كپسول آنتي بيوتيك از خونه بر مي داشتيم مي برديم مدرسه
قبل از اينكه معلم بياد بازش مي كرديم پودرش را مي ريختيم روي بخاري يك بوي بدي تو كلاس راه مي افتاد كه نگو و نپرس .معلم كه مي اومد فكر مي كرد از بخاريه هيچي ديگه كلاسو تعطيل مي كرد.
مي بينيد ما دهه شصتيا چه هوش و ذكاوتي داشتيم ، ô_ô،حيف كه امكانات نبود.











.gif)
.gif)