تاریخ انتشار : تير 1392
سوار تاکسی بودم کرایه دادم یه اسکناس نو یکی خیلی کهنه گفتم راننده زیرسیبیلی رد میکنه گیر به کهنگی پولمو
یهو راننده گفت:این پول چیه انقدر کهنه است.خیلی بهم برخورد گفتم بده عوضش کنم پول کهنه رو داد گفتم : اون نو رو هم بده .با غرغر گفتم چطور این نورو نمیگی زیادی نو بود فقط کهنه رو میبینی؟
داده یه اسکناس متوسط دادم بهش
حس آپولوهوا کردن رو اونجا لمس کردم.
مسافرای ماشین:ooooooooooooooooo
راننده: C:
من : c











.gif)
.gif)