تاریخ انتشار : تير 1392
یه روز مادرم اینا رفته بودن شهرستان و منو سپرده بودن به همسایمون ....
رفتم در خونه همسایه به شوهرش گفتم مامانت خونس ....
(میخواستم بگم خانومت خونس) .....
وای هنوزم منو میبینه بهم میگه مامانت خونست ....
حالا از اون دوران یه ۲۰ سالی میگذره ....











.gif)
.gif)