دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 85844

تاریخ انتشار : تير 1392

اغا مامنم تعريف ميكنه كه اون موقع هاكه جوون بود با3 تا از دوستاش ميرن دماوند اونوقت يكي از دوستاش كه يكمي هم شووووووت ميزده روگم ميكنن خلاصه همه جاروميگردن اخر ميبينن انگار صداش مياد ميرن ميبينن كنار يه خره نشسته ميگه:
عرعر
ععععععععععععععرعر
ده عرعر كن ديگه
اون الاغ :حالا من خرم يااين؟