راهنمایی که بودم یه دوستی پیدا کرده بودم این همش می رفت تو خونه از من واسه مامانش می گفت(آره کوچیکتر که بودم حسنای زیادی داشتم و تعریفی بودم.هععیییی.....)
بعد هی مامانشم اونو با من مقایسه اش میکرد و سرکوفت میزد به این بیچاره.اونم ناراحت میشد خب.
منم خیر سرم خواستم یه کاری کنم...یه روز تولدش که دعوت بودم با مامانش حرف زدم که مثلا بگم همه خوبی و بدی های خودشون دارن.آفا یه تعریف از اون کردم و صدتا بد از خودم گفتم و یه چیزایی راست و دروغ سر هم کردم کــــــــــــــــه:
از فردای اون روز مامانش دیگه هیچوقت نذاشت دختره با من حرف بزنه!!!
لایک:خاک بر سرت!حسنات کاملا معلوم شد!!
نمایش مطلب شماره 85775
تاریخ انتشار : تير 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
277
بازدید دیروز: 17878
کل بازدید: 532519189
بازدید دیروز: 17878
کل بازدید: 532519189










